بالاخره ادامه رو گذاشتم
برای این قسمت 60 تا نظر میخوام
هرچی بیشتر بهتر

(اینهیه)
_وااااااااای....نه
ایجی: مومو الان حرفتو باور میکنم
همه:الفرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار
اژدها واااااااااااااای یاد فیلم هری پاتر افتادم وای اژدها پشت سرمونه بچه ها چقدر سریع میدون من بدبخت اخرشون موندم داشتم میدویدم که پام به یه چیزی گیر کرد و افتادم زمین واااااااای نه اژدها پاشو بلند کرد میخواست لهم کنه من چشمامو بستم این اخرین نفسیه که من میکشم بعداز یه دقیقه حس کردم همه چی روبه راه من ......من.....ت. بغل ریوگا بودم داشتم از خجالت میمردم
-ری....ریوگا.....چطور .....اینکارو....
ریوگا:خودمم نمیدونم
ایکا:ریوگا قدرتشو پیدا کرده
هیکارو:الان وقت این حرفا نیس
هیکارو خنجرشو ذر اورد و رفت سمت اژدها اول به پای اژدها زد وقتی اژدها رو زمین افتاد خنجر رو تو سر اژدها فرو کرد
مرلیا:ایولللللللللللل دست مریزاد
هیکارو:مرسی
رویا:وییییییی تو این سرزمین چی هست
یوسکه:امممم....چیز های عجیبی زیاد داره
رایا:خب به راهمون ادامه بدیم
به یک قاری رسیدیم غار تاریک بود اصن چیزی دیده نمیشه
کاملیا:بچه ها کسی پامو گرفت
همه:نه
رویا:کسی موهامو گرفت؟؟؟
همه:نه
ایجی:این صدای شکم توئه
مومو:نه؟؟
همه:چی؟؟؟
اینویی چراغ قوه شو در اورد و روشن کرد واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
همه:اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(جیغ)
(دانای کل)
از وقتی این دوتا شیاطین ارمی رو دیدند پا به فرار گزاشتند به کاخ سیاه رسیدند و پاورچین پاورچین سمت سالن رفتن پادشاه تاریک روی صندلی نشسته بود از شیاطین گفت:پادشاه....پادشاه
پادشاه:چه مرگته درست حرف بزن ببینم چی شده
شیطان:اون...اونا....برگشن
پادشاه:چی؟؟؟هههههههه شوخی با من نکن
شیطان:باور کنین شوخی نیس با چشم های خودم دیدم پادشاه
پادشاه:امکان نداره الان باید دوباره از بینشون ببریم
شیطان:چطوری پادشاه
پادشاه:تغییر شکل میدی و جاسوسی شون میکنی فهمیدی
شیطان:ب...بله پادشاه
شیطان زود تغییر شکل داد خودش رو به یک دختر بسیار خوشگل تبدیل کرد و به کارش راه افتاد
(ارمی)
...........................
| ااینهیه | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| عالی بود لباسا خیلی قشنگ بودن همه چیز عالی بود تولد عشقت مبارک پاسخ:مرسیییییییییییییی بووووکوووووووو |
| فاطمه اایچیزن | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| ارمی بمیری اب دهنم سرازیر شد باااابااااا من کیک اوجولاتی موخوام پاسخ:خخخخخخخخخ |
| آیکا | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| تفلدش مبارک پاسخ:ممنون عزیزم لطف کردی نظر دادی |
| فاطمه اایچیزن | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| ارمی چرا یدفعه افلاین شدی؟؟؟؟؟؟ پاسخ:عمم کامپیوتر رو خاموش کردم لامصب |
| سایو فوجی(اصلی) | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| واااای لباسم خوشمل بوووووووووووود پاسخ:خوشحالم که خوشت اومده خب سلیقه ی خودم بید |
| فاطمه اایچیزن | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| انلاااااین شووو بروو قالب وبلاگمم عوض کن بی زحمت پاسخ:باشه باشه الان حرکت به سوی لاو اسکین |
| فاطمه اایچیزن | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| وااااااایی ارمی گور به گوری انلاااین شو من تبلتم رو بابام گرفته با لب تاب بابام اومدم انلااااین شووووو پاسخ:الااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان |
| فاطمه اایچیزن | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| ارمی چرا یدفعه افلاین شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
| آیکا | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| تو و منم تلفد بود بعد سیچی حسابی حسودیش شد و قهر و ... بچه حسوده چه میتوان کرد؟ پاسخ:خخخخخخخ حسود هیچوقت نیاسود |
پاسخ:خخخخخخخخ نه نداریم