سرنوشت تلخ 1

سیلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من اومدم

باچی اومدم؟؟؟؟

رمان جدید

یوهووووووووووووووووووووووووووو

راستی بچه ها ببخشید اگه نمیام وب هاتون من هروز با مامان و بابا مذاکرات هسته ای دارم

چیکال کنمگریه

شاید بگین عکس بالیه مال کیه؟؟؟؟مال نی سان منه خوشمله مگه نه؟؟؟؟

حالا برو ادامه قبل از اینکه شوتت کنم


{ارمی}

اینهیه:برای هالووین چی میپوشی؟؟؟

-مثله اینکه بزرگ شدیم ها

اینهیه:برو بابا

یهویی معلم وارد کلاس شد

معلم:سلاااااام بچه ها حالتون چطوره؟راستی امروز قراره یه شاگرد دیگه به کلاسمون بیاد بفرما عزیزم

یه دختری وارد کلاس شد

دختره:سلام من ایکا هستم

معلم:ایکا عزیزم برو اونور بشین

ایکا میزش دقیقا روبه روی میز منو اینهیه بود ولی یکم برای من عجیبه از اوا ساعت کلاس تا اخر این دختر چشمش به منو اینهیه بود

-هی اینهی

اینهیه:جانم

-این دختر یکم مشکوک نی

اینهیه: اره

یهویی زنگ خورد منو اینهیه رفتیم باشگاه بعداز تمرین هممون دورهم نشستیم

ترسا:بچه ها فردا هالووین ها

سایو:برنامه ای ندارین

یهویی یه صدایی از پشتمون اومد

صدا:من دارم

هممون رومونو به پشت برگردوندیم

منو اینهیه:ایکا؟؟؟؟

ایکا:ام شنیدم برای امشب برنامه میخواین

کاملیا:راستش بله

ایکا:خب من جایی رو میشناسم که مطمُِِِنم به شما خوش میگذره

رایا:کجا؟؟؟

مرلیا:باید ترسناک باشه

ایجی:کلی ابنبات توش باشه

ایکا:کل این امکانیات رو داره

رویا:خب کجا؟؟

ایکا:عمارت خودمون

همه: عمارت؟؟؟؟

رایا:من نظری ندارم

تزوکا:منم همینطور

ترسا و مرلیا:همچنین

همه موافقت کردن به جز منو اینهیه اخه من این دختره رو نمیشناسم بلایی سرمون بیاد چی؟؟؟؟

-من نمیام

اینهیه:دیگه بزرگ شدیم

ترسا:نیاین به ما چه

ریوما:ما کاری باهاتون نداریم میریم

سیچی:اذیت نکنین دیگه

-بابا من به این مکان نخواهم رفت

اینهیه:منم همینطور

ریوگا:اه اینا دیگه کین لوس و یک دنده

من و اینهیه:ببین ما دوتا دنده داریم یکی دنده ی لجمونه یکی دنده ی چپمونه اگه دوتاشون مثل فیوز بهم بزنن خدا میدونه جی به سرت میاد

ریوگا:قفلم کردن

سایو:ماشالله هماهنگی رو

مومو:حالا میاین یا نچ

-نه نمیام

ایکا:نه باید همتون بیاید خواهش میکنم اونجا خیلی خوش میگذره مطمئنم

فاطی:قبول کنین دیه

من و اینهی:اه باشه

{شب}

هممون راه افتادیم دنبال ایکا که بریم به جهنم......بالاخره رسیدیم وااااااای اینت عمارتشون خیلی ترسناکه اگه ظاهرش اینطوریه پس بگو داخلش چطور؟؟؟

ایکا:به عمارتمون خوش اومدین

مرلیا:پیداست جای ترسناکیه

فاطی: بریم تو دیگه

ایکا درو باز کرد که یه نوری اومد و دیگه چیزی نفهمیدم.......

چشمامو باز کردم واااااااااااااااااای خدای من...............

 

  نظرات بالای 30 تا 

چون قسمت بعدی

بسی باحاله

 

[ دوشنبه 18 آبان 1394 ] [ 19:23 ] [ armita0mukami ] [ بازدید : 2564 ] [ نظرات (22) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
ترسا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
کرم ریختن و خوب اومدی<img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(8).gif" width="18" height="18">
پاسخ:خخخخخخ حقیقته دیگه

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
نه نمیتونم بزارم اگه میشه انلاین شو که تو پشتیبان برات بفریتم

كامليا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
خيلى عكسات خوشمل بودن عزيزم
پاسخ:lمرسی عزیزم

فاطمهاایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
خاک به سرم ارمی تو ناراحت بشی من خودمو جر میدماااااا
پاسخ:نه عزیزم این حرفا چیه اخه چرا باید از یک دختر به این گلی ناراحت بشم

ساو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عابیه زوووود شروش کن
پاسخ:میسی باوشه

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عالی خدایی هم قاتل ادامسم مامانم یه بسته ادامس میگیره یه هفته ای تمومش میکنم اره قالب وبلاگتم نازه عاقا شانس اوردما امتحان ریاضی دوتا غلط داشتم علوم هیچ غلطی نداشتم که خانممون داد من مال بچه هارو صحیح کنم تنها کس تو کلاس بودم که بدون غلط نوشته بودم
پاسخ:خخخخخخ من از ادامس بدم میاد
من توی همهی امتحانات بیست اورم فقط توی ریاضی یک غلط داشتم

فاطی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
میسییییی....خیلی خوب بود.و اینکه...قالب خیلی خوجله خودت درستیدی؟
پاسخ:ممنون اجی جونم قالب رو از لاو اسکین گرفتم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ارمیتاااا ترورت میکنمااااا تو رمان بعدی اینهیه هیکارو واس منه هااااااا گفتههه بااااشم
پاسخ:من اصلا هیکارو را نمیخوام

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
نهههههههههههه من دارم دیوونه میشم ادامسم تموم شده و مامانم هم از مال خودش بهم نمیده دوباره باید به پاش بیوفتم که بهم پول بده ادامس بگیرم
پاسخ:خخخخخخخ عجبا اعتیاد به ادامس داریا

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
نه عزیزم ناراحت شدی؟من نگفتم که تو این رمان گفتم تو رمان بعدی
پاسخ:نه بابا ناراحت نشدم تو رمان بعدیش من با هیکارو نیستم

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عاااالی

عکسات خعلی قشنگن

قالب وبتم خوشمله

منتظر رمانت هستم اجو جون
پاسخ:ممنون اجی جونم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
خخخ ارمی اونقدرام گل نیستم به شدت شرم حالا مدرسه سال پیشم ناظممون میوفتاد دنبالم منم جیم میشدم امسال مدرسمو عوض کردم خداروشکر کسی نمشناستم ولی یه رقیب ورزشی دارم تو لاسمون باهاش لجم
پاسخ:تو بهتر از گلی عسیسم
این رقیب ورزشیتو اصن بهش محل نزار اخرش دیه ولت میکنه

اینهیه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
خخخخخخخخخخخخخخ عالی بود افرین زن داداش لایک
پاسخ:میسییییییییییی خواهر شوهر

الینا کینتارو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عالی بودن

قالب ات هم عالیه
پاسخ:میسی عجیجم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ارمیتا الان یه ادامس بادکنکی تو دهنمه همچین بادش میکنم که میخوره میچسبه به مانیتور خ
پاسخ:خخخخخخخ واقعا دیوونه ای

رویا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عالی عالی عالی دستت طلا
پاسخ:میسی میسی میسی از نظرت

آیکا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
وای!چه خوشمل
پاسخ:مر30 عزیزم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
الان هست؟
پاسخ:نه عزیزم نمیدونم چرا نمیاد

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
الان هست؟
پاسخ:میتونی تو وبت بزاریش

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ارمی جون اگه برات مشکلی نداره این عکس رو که الان برای پروفایل نظرم گذاشتم رو بزاری برای عکس شخصیتم
پاسخ:عکسه رو پروفایلت نیست!!!!!!!

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
نمیتونم بزارمش اگه امکانش هست انلاین شو که تو پشتیبان برات بفرستم
پاسخ:باشه عزیزم انلاین شدم

مونوکو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
قشنگه

آخرین مطالب
....................... (شنبه 06 تیر 1405)
قهرمانان تنیس واقعی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 6 (شنبه 06 تیر 1405)
برای ریواس (شنبه 06 تیر 1405)
قدرت هاتون (شنبه 06 تیر 1405)
رمان یادم باشی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 5 (شنبه 06 تیر 1405)
این چه وضعشه!!! (شنبه 06 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران