خب اینم بخش دوم هست
این قسمت رو بخواطر رویا جونم گزاشتم حالا بر ادامه ی مطلب
(رویا)
تازه از خواب بیدار شدم دوست دارم برگردم پیش بچه ها اینجا حوصلم کاملا کپک زده
ریوما:حوصلت سررفته
-خیلی
یهویی دوتا بلیط از جیبش در اورد
-قرار برگردیم ژاپن
سرشو به علامت مثبت تکون داد منم یهویی بغلش کردم
ریوما:چه عجب
یکم ازش جدا شدم
-حرامه یکی شوهرشو بغل کنه
ریوما:نه خیرم
صورتش نزدیک صورتم شد(بووووووووووق)
(رایا)
یه هفته ای میشه برگشتیم ژاپن
تزوکا:رایا
-بله میتسو
تزوکا:زود اماده شو
-برای چی
تزوکا:میخوایم بریم فرودگاه دنبال رویا و ریوما
-اها باشه عزیزم
زود اماده شدم میتسو هم اماده شد سوار ماشین و راه افتادیم سمت فرودگاه..............وقتی رسیدیم فرودگاه همه ی بچه ها رو دیدم
-سلااااااام
ترسا:سلام کاپی
سایو:ریوما و رویا اونجان
مومو:اهاااااااااای
ریوما:اه سلام
رویا:ویییی هیچی مثله ژاپن نمیشه
ریوما:بچه ها همتون بیاین خونمون
رویا:اره
همه ی بچه ها اومدن خونمون
رویا:راستی بچه هاتون کو؟؟؟؟
ارمی:من که لایت رو دادم دست دایی هاش
ساو:فوتو و کوتو رو دادم دست کایدو
کاملیا:من که دخترم مهدکودک بردمش
سایو:منم هایدی رو دادم دست مربی
مرلیا :هرجا که باشم همراهمه
رویا:خخخخخخخ تو هم باردار شدی
مرلیا:بسه دیگه اگه دستم بهت نرسه ریوگا
فاطی:اااااه حقشه دیگه بچه میخواد
مرلیا:تو یکی خفه
رایا:اووووووف
مومو:بچه ها فیلم گزاشتیم بیاین ببینید
رایا:چه فیلمی
مومو:وحشتناک
دخترا:ایولللللللللللللل
رفتیم پیش پسرا و فیلم رو نگاه کردیم عجب فیلمی بود
بالاخره فیلم تموم شد
پاااااااااااااااااااایااااااااااااااااااااان
«THE AND»
| فاطمه اایچیزن | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| به به اینه و شمعدون ات رو خودم میارما گفته باشم خخ والا منکه موخوام مجرد بمونم مارو چه به این کارا پاسخ:خخخخخخ بچه های امروزه اینن دیگه |
پاسخ:خخخخخ ما به چه این حرفا