سرنوشت تلخ 6

هـــــــــــــــــــــای گــــــــــــــــــــایز

بالاخره بعد از قرن ها با رمان اومدم

دلم براتون تنگـــــــــــــــــــــــیده بود

راستی قالب وبم خشمـــــــــــله مگه نــــــــــــــه؟؟؟؟

اهم اهم این عکسه قشنگه عایا↓↓؟؟؟؟

فتوشاب بنده اس ^___^

حالا برو ادمه نظر هم یادت نره ها!!!!


ارمی

وای الان دیگه باید برگردم ولی چطور من راه و گم کردم الان باید چیکار کنم ؟؟؟ نمیدونم یهو یه صدایی از بشتم اومد -هی دختر!!

سرمو برگردوندم یک دختر بود دختر اینگار وقتی منو دید تعجب کرد

دختر:ت...تو اینجایی......

لبخندی زد-حتما کار بروفسور بوده خوشحالم که برگشتی ارمی

ای....این اسممو از کجا میدونه؟؟؟؟کاملا هنگ کرده بودم من از اینجا کاملا سر در نمیارم

-تو......کی  هستی؟

تعجب کرد-چطور نمیدونی من ریوسام ارمی تو............حقته این همه سال........

حرفش را کامل نکرد بغضش گرفته بود من واقعا نمی شناسمش ریوسا.....ریوسا....من نمیدونم کیه؟وای اون تازه اسم بروفسور را اورد حتما میدونه این کلبه کجاس بهتره ازش به برسم

-ریوسا تو میدونی اون کلبه که بروفسور توش زندگی میکنه کجاس؟؟

ریوسا یک لبخندی زد-همراهم بیا

-مرسی

ریوسا سوت زد که یک سیمرغ خیلی بزرگ سرش را روی زمین گذاشت تا ریوسا سوار بشه  امد وای چه سیمرغ زیبایی بود

ریوسا:بیا سوارشو

-ب....بله

ریوسا دستم را گرفت و سوار بر روی سیمرغ شدم خیلی متحیر بودم ریوسا هم بعد من سوار شد و سیمرغ برواز کرد این سرزمین از بالا خیلی قشنگ تره ولی.......یه نصف از این سرزمین دورش ابرهای سیاه رنگ گرفته بود و درخت ها خشکیده بودن

-ریوسا این چرا اینطوریه؟؟

ریوسا:لرد سایه ها یا همون بادشاه تاریکی اون اینکارو کرد کم کم هم کل سرزمین الماس ها اینطوری میشه ما قبلا ارشد هارو از دست دادیم

یعنی ارشد ها کی بودن ؟؟اخه این لرد سایه ها مگه مرض داره که اینکارو میکنه؟؟ هه عجب ادم بیکاریه

ریوسا:خانوم خانوما لرد سایه ها قدرت اهریمنی داره و این دیگه شاهکارشه تازه اگه بدونی لرد سایه ها کیه ..........

حرفش را کامل نکرد و سرشو انداخت بایین اخه این از کجا میدونه من دارم به چی فکر میکردم؟؟؟؟

-تو از کجا میدونی؟؟؟جطور؟؟؟

ریوسا:تو این سرزمین ما میتونم فکر های دیگران رو بخونیم

سیمرغ هم روی زمین فرود امد و منو ریوسا ازش بیاده شدیم دقیقا روبه روی کلبه ی بروفسور یهو صدای گریه ی یک دختر به گوشم رسید به ریوسا نگاه کردم و یکم جلو رفتم یک دختر خیلی خوشکل روی زمین نشسته بود و گریه میکرد نزدیک رفتم که ریوسا دستم را گرفت و منو عقب کشید

-هی! چته؟؟؟

شمشیرش رو در اورد نه نه !!!!

-تو داری چیکار میکنی؟؟؟اون که........

ریوسا: فقط خفه

دختره سرش را بلند کرد و چشماش به قرمز رنگ تبدیل شد موهاش روی صورتش افتاده بود خدایا اینا دارن چیکار میکنن؟؟؟مات و مبهوت بهشون نگاه میکردم

دخترهیه قهقه ای بلندی کرد-ریوسا روکاکی ارشد اب ها از دیدنت خوشحالم

ها؟؟؟؟؟!!!!!!!! دختره در هوا برواز کرد و باندی که روی دستش بیچیده بود را باز کرد و خونش را تبدیل به شمشیر کرد واااااااااااااااااااااااااااااااااااو !!!!

ریوسا:این دیگه فایده نداره مارسلین شکست میخوری

مارسلین:خواهیم دید

ریوسا شمشیرش را بالا برد میخواست مارسلین رو بزنه که مارسلین..........

-جـــــــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــغ

ترسا

همه:جییییییییییییییییییییییییییییییغ

کلی اسکلت تو غار بود غار هم تاریک بود اصن چیزی نمیدیدیم فقط میدویدیم 

رایا:خدااااااااااااااا این چه مصیبتیه که رو سرمون اوردی

ایجی:مامانمو موخوااااااااااااااااااام

اینقدر دویدیم که یه نوری به چشمم خورد

اینهیه:اونجا بچه ها

به نور نزدیک شدیم که یهو از غار در اومدیم دقیقا روبه روی کلبه ی پروفسور اومدیم

-اخیییییییییییییش 

یهو صدای جیغ یکی به گوشم رسید صداش اشنا بود اره صدای ارمی به پشت سرم نگاه کردم 

.................................

 

 

اووووووووووووووف خوب بود عایا؟؟؟

برای قسمت بعد 20 نظر موخوام

چیه؟؟خو میخواین 50 کنم؟؟؟

[ یکشنبه 25 بهمن 1394 ] [ 18:07 ] [ armita0mukami ] [ بازدید : 1267 ] [ نظرات (32) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
سویودو جیمی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
_______@@@________@@_____@@@@@@@


________@@___________@@__@@@______@@


________@@____________@@@__________@@


__________@@________________________@@


____@@@@@@___آپ کردم______@@


__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@


__@@____________منتظر حضور گرمت_______@@


_@@____________@@@@@@@@@@_____@@


_@@____________ هستــــــــم ___@@@


_@@@___________@@@@@@@______@@


__@@@@__________@@@@__________@@


____@@@@@@_______________________@@


_________@@_________________________@@


________@@___________@@___________@@


________@@@________@@@@@@@@@@@


_________@@@_____@@@_@@@@@@@


__________@@@@@@@


___________@@@@@_@


____________________@


____________________@


_____________________@


______________________@


______________________@____@@@


______________@@@@__@__@_____@


_____________@_______@@@___@@


________________@@@____@__@@


_______________________@


______________________@



پاسخ:الان با کله میام وبت

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
قدرت یخو میخوام

خون اشامم هستم^__^
پاسخ:خون اشام؟؟؟؟؟خب باشه

دختری از ارندل [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
منم باشم ؟ اگه اره که با اکایا و اسمم : انیا
پاسخ:ببخشید اکی شخصیت منفیه و بی طرفه

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اخ انرژی کرم ریزی یه هفته ام رفت به باد اخه تازه از کلاس پینگ پنگ برگشتم مربیم اینقدر ایراد گرفت از فورهندو بک هند من که مخم مثل ساقه طلایی تو ابگوشت تیلید شده
پاسخ:خخخخخخ دقیقا مثه سنسی کاراته فقط بلده بگه کاتا رو خوب انجام بده،دستتو قشنگ مشت کن،پاتو ۱۸۰ درجه دراز کن و........یعنی مردممممممم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
دیروز تو حیاط از پشت به همکلاسیم پا زدم برگشت اون یکی همکلاسیمو زد منم خیلی شیک و مجلسی جیم شدم
پاسخ:خخخخخخخخ کرموووووووو کمتر کرم بریز

سویودو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام . خوشحال میشم توی مسابقم شرکت کنی ^^

اینهیه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام عزیزم

قدرت منم غارت

قبلا بهت گفتم که

قوی ترین قدرت موجود دردنیا که موتونم قدرت دیگران روبرای خودم بگیرم
پاسخ:اها باشه مرسی که گفتی

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عاقو عاقو منو اب موزاری مامانییی؟
پاسخ:معلومه که بلهههههههههه

اینهیه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
راستی برای نویسندگی توکلوپ

نام کاربری eiji

رمز عبور63959911

اوکی؟؟؟؟؟

بیا وبم بوگو اگه نویسندم کردی

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
تولوخدا بزال عنصر ماه تولدم هم اب هست خب قدرت اب و رشد گیاهان
پاسخ:باشه باشه

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ایولللللل خخخ
پاسخ:^_________^

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
بابا اومده به من میگه فور هند رو راکتتو صاف بگیر بک هند رو از جلوی شکمت بیار در صورتی که من از مربی کلاس اولم شنیدم فورهند رو یخورده خم کن بک هند رو از پهلو بیار بخدا بین دو راهی موندم
پاسخ:خخخخخ مربی کلاس اولت صحیحه عمومو هم خیلی به پینگ پنگ علاقه داره چندبار هم به مسابقات بردنش واس همین همه چی برام توضیح میده

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
منم کلاس دوم رفتم مسابقات الانم امسال 4 اذر رفتم مسابقات اگه دهه فجر هم مسابقات بشه مربی ورزشمون میخواد اسممو بده
پاسخ:اوهوم راستی رمانت رو بزار

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اصلا حال ندارم شاید فردا گذاشتم شایدم پس فردا چون تو پلکم راکت خورده یخورده تار میبینم دستمم درد میکنه اخه ضربات محکمی زدم در حدی که توپ شکست مریض حالم که هستم
پاسخ:اوخ تو چقد اسیب میبینی بخدا دلم برات میسوزه

سویودو جیمی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام . خیلی وقته نمیای وبم

راستی خوشحال میشم بیای درباره قالب جدیدم نظر بدی
پاسخ:به بزرگی خودت منو ببخش اصن وقت نمیکنم ولی الان میام

یه دوست جدید [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام بر مدیر خلاق این وبلاگ ، برای افزایش بازدید وبلاگت فکری کردی؟ اگه میخوای خیلی آسون و بی دغدغه آمارت بالا بره بیا خودت رو توی صفحه ما لینک کن ، قول بهت میدم ظرف بازدید دو برابر میشه ، یه بار امتحان کن

بر و بچ [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام بر مدیر خلاق این وبلاگ ، برای افزایش بازدید وبلاگت فکری کردی؟ اگه میخوای خیلی آسون و بی دغدغه آمارت بالا بره بیا خودت رو توی صفحه ما لینک کن ، قول بهت میدم ظرف بازدید دو برابر میشه ، یه بار امتحان کن

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اخ اخ اصلا دلت نسوزه الان یه چیز بگم سکته میکنی کلاس دوم بودم پشت میز پینگ پنگ داشتم با دوستم بازی میکردم یدفه میزه لق زد و ...افتاد رو پای من و دوستم جاش کبود شده بود ولی هنوز که سه سال گذشته جاشو فشار میدم درد میکنه
پاسخ:اخخخخخخخخ یاد لحظه ای که میله روی دستم افتاد اووخخخخ یعنی مردم تا حالا هم درد میکنه

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اصلا من زیاد چش میخورم الان من دوتا چشمم از داخل خراش برداشته اون قسمت سفیدی چشمم خراش برداشته
پاسخ:چی؟؟؟؟یعنی مردم نمیتونن خودشونو کنترل کنن

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
قسمت بعد سرنوشت تلخ رو بزار دیه جون به لبم کردی مامان

راستی من الان با هیکارو دعوام شده کم مونده بزنم تبلتمو خورد خاک شیر کنم
پاسخ:فعلا چن نفر نگفتن قدرتشون چیه برو وبم تو میهن بلاگ اونجا انلاینم میخوام حساب هیکارو رو برسم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ارمیییی چرا میهن بلاگ اینطوری شده؟ اومدم صفحه های تو و رویا رو دوباره باز کنم دیگه اصلا باز نکرد
پاسخ:نمیدونم والا خب پنجره هارو ببند بعد دوباره بارگیری ش کن

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
قسمت پنجم پارت دوم رو گذاشتم
پاسخ:الان میام دخترم

ریواس [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
زمین و خاک
پاسخ:تو رمانم هستی ؟؟؟؟؟؟؟

كامليا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
من قدرت ذهن خونى
پاسخ:باشه حتما

آیکا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
من کنترل ذهن،کنترل برف
پاسخ:اها باشه

ریواس [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
من همون ریوسا روکاکی هستم

خواهشن منم باشم
پاسخ:خوب باشه عزیزم فقط عشقت کیه؟؟؟؟

ریواس [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اکایا میشه

اگه نمیشه

یکی رو خودت انتخاب کن

بای تا های


پاسخ:اکایا که نمیشه چون اون...... تو رمان میفهمی باشه والا من نمیدونم کی رو برات وردارم ،اممممم اها برادرم یوسکه چطور عکسشو برات میزارم ببینیش

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
کریسمس مبارک برو وبم جشن گرفتم
پاسخ:اووووووووومدم

انجی یاماتو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
می شه منم بیام تو رمان اگه م شه با شیشیدو


پاسخ:اوهوم باشه ^___^

انجی یاماتو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ممنووووووووووووون
پاسخ:خواااااااااااااااااااااهش -__^

ریواس [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
باشه هرچی تو بگی

عکسش رو بزار برانم
پاسخ:باشه عزیزم برات میزارم

رویا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام آرمی جون زود بیا رمانو گذاشتم

آخرین مطالب
....................... (شنبه 06 تیر 1405)
قهرمانان تنیس واقعی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 6 (شنبه 06 تیر 1405)
برای ریواس (شنبه 06 تیر 1405)
قدرت هاتون (شنبه 06 تیر 1405)
رمان یادم باشی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 5 (شنبه 06 تیر 1405)
این چه وضعشه!!! (شنبه 06 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران