برو ادامه ی مطلب وگرنه خودم شوتت میکنم
زود برو
وایسااااااااااا!!!!!!!!
وایسا یه چیزی بهت بگم بعدا برو
نظرات بالای ۳۰ تا باید باشن تاقسمت بعدی رو بزارم
حالا هری تو ادامه ی مطلب
منو ایجی سطل برداشتیم و پر ابش کردیم و رفتیم پشت کاپی های عزیز
ایجی:۱_۲_۳ بنداز
و اب رو انداختیم روشون منو ایجی پخش زمین شدیم من که داشتم میمردم از خنده تا تزوکا میخواست حرف بزنه ایجی نامرد
فرار کرد و رایا هم منو کشت اخ موهام من نشونت میدم ایجی رفتم خب رفتم پیش ایجی
-ناااااااامرد بیشعوووووووووووور کثااااااااااااافت
ایجی:چی شده.....وای نه!!!!
-نکمههههههههه
و افتادم به جونش تا میتونستم فقط میزدمش اخ چه حالی میداد
ایجی:چطور دلت میاد
-خفه قند
یهویی حس کردم یکی دستاشو گذاشته رو شونه هام سرمو برگردوندم اینا دیگه ایجا چیکار میکنن!!!؟؟؟
ان:سلام
-تو اینجا چیکار میکنی
ان:ما هم مثل شما اومدیم اردو
کل تیم فودومینه اومده بود
ان:راستی ایجی حال تو چطوره
این حرفش گذاشت باد از گوشام در بیاد زود تو حرفش پریدم
-ایجی حالش خییییلی خوبه ما دیگه باید بریم چون بچه ها منتظرن
ان:بعدا میبینمت ایجی کون
من زود دست ایجی رو کشیدم و رفتیم پیش بچه ها
فاطی:کجا بودین
ایجی:همین طرفا
کاملیا:خب بیاین ناهار بخورین
بعداز خوردن ناهار پسرا پسرا داشتن والیبال بازی میکردن و ما دخترا نشسته بودیم حرف میزدیم
-بچه ها فرض کنین عروسی رایا هس چی میپوشین
رایا:حرف دهنتو بفهم بچه این حرفا مناسب سن تو نیستن فسقلی
-بازم زد حال
سایو:حقیقت تلخه
کاملیا:خیلی خستمه
مرلیا:منم همینطور
ترسا:همچنین
همه ی دخترا:ما هم
یهویی تزوکا داد زد :اماده بشید هوا داره تاریک میشه باید بریم
ما هم اماده شدیم
تزوکا:همتون حاضرین
اوییشی:نه
فاطی:ایجی نیس
اتوبه:این پسره تو کدوم گوریه
مومو:برای منم یه سوال
-خودم میرم دنبالش
ساو:مواظب باش
منم رفتم بدنبال عشقم وایسا گفتم عشقم!!!!!نه بابا امکان نداره !!!چرا داره!!خلاصه
-این بچه کجاس
همه جارو گشتم بالاخره پیداش کردم داشتم
-اوخیییییش
رفتم جلو که یهویی مکس کردم بغض گلوم گرفت چرا ؟؟؟؟؟این امکان نداره؟؟؟؟؟اخه چرا ایجی؟؟!؟! یه...د....د... چرااااااااااااا؟؟؟؟
............ادامه دارد..............
| رویا | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| سلام آرمیتا جونم شما توی رمان جدیدم هستی قسمت اولش رو گذاشتم بیا بخون شما با ایجی هستی عزیزم roman-ryoma-and-roya.mihanblog.com پاسخ:خیلی ممنون عشقم الان میام |
| سایو فوجی | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| من دیگه اون رمانو ادامه نمیدم پاسخ:اخه چرا خیلی خوب بود که |
| سایو فوجی | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| به نظرم که داشت خیلی مسخره میشد پاسخ:چه بی سلیقه ای رمانت خییییییلی عالی بود خواهش میکنم ادامش بده |
| سایو فوجی | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| عزیز من چیزی به اسم وقت ندارم پاسخ:حق با توئه هممون |
| فاطمه جون وزهرا جون | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| <img src=\"http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(0).gif\ " width=\"18\" height=\"18\">من شمارو عضو لینکام کردم اگه میشه منو عضو لینکاتون بکنید ممنون پاسخ:باشه عزیزم |
| مونوکو | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| این کودوم دیوونه ای بوده خودشو ان ریختی کرده اصلاً شبیه ایجی نشده. ایجی خودش خیلی خوشگل تر هست. |
| سوسونه | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| اون کیه خودشو شکل ایجی کرده ؟ اصلاً شبیه ایجی نیست . ایجی خیلی ازاین خوشگل تره |
| ساسونه | [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404 |
| خوشگله |
فوجی هم همین طور
پاسخ:اره فوجی که خوشمله میگم میتونی ادامه رمانتو توی وب رزبلاگت ادامه بدی