عشق یعنی..... قسمت 8

برو ادامه ی مطلب وگرنه خودم شوتت میکنم

زود برو

وایسااااااااااا!!!!!!!!

وایسا یه چیزی بهت بگم بعدا برو

نظرات بالای ۳۰ تا باید باشن تاقسمت بعدی رو بزارم

حالا هری تو ادامه ی مطلبچشمک


منو ایجی سطل برداشتیم و پر ابش کردیم و رفتیم پشت کاپی های عزیز

ایجی:۱_۲_۳ بنداز

و اب رو انداختیم روشون منو ایجی پخش زمین شدیم من که داشتم میمردم از خنده تا تزوکا میخواست حرف بزنه ایجی نامرد

فرار کرد و رایا هم منو کشت اخ موهام من نشونت میدم ایجی رفتم خب رفتم پیش ایجی

-ناااااااامرد بیشعوووووووووووور کثااااااااااااافت

ایجی:چی شده.....وای نه!!!!

-نکمههههههههه

و افتادم به جونش تا میتونستم فقط میزدمش اخ چه حالی میداد

ایجی:چطور دلت میاد

-خفه قند

یهویی حس کردم یکی دستاشو گذاشته رو شونه هام سرمو برگردوندم اینا دیگه ایجا چیکار میکنن!!!؟؟؟

ان:سلام

-تو اینجا چیکار میکنی

ان:ما هم مثل شما اومدیم اردو

کل تیم فودومینه اومده بود

ان:راستی ایجی حال تو چطوره

این حرفش گذاشت باد از گوشام در بیاد زود تو حرفش پریدم 

-ایجی حالش خییییلی خوبه ما دیگه باید بریم چون بچه ها منتظرن

ان:بعدا میبینمت ایجی کون

من زود دست ایجی رو کشیدم و رفتیم پیش بچه ها 

فاطی:کجا بودین 

ایجی:همین طرفا

کاملیا:خب بیاین ناهار بخورین 

بعداز خوردن ناهار پسرا پسرا داشتن والیبال بازی میکردن و ما دخترا نشسته بودیم حرف میزدیم

-بچه ها فرض کنین عروسی رایا هس چی میپوشین

رایا:حرف دهنتو بفهم بچه این حرفا مناسب سن تو نیستن فسقلی

-بازم زد حال

سایو:حقیقت تلخه

کاملیا:خیلی خستمه

مرلیا:منم همینطور

ترسا:همچنین

همه ی دخترا:ما هم 

یهویی تزوکا داد زد :اماده بشید هوا داره تاریک میشه باید بریم

ما هم اماده شدیم 

تزوکا:همتون حاضرین

اوییشی:نه

فاطی:ایجی نیس

اتوبه:این پسره تو کدوم گوریه

مومو:برای منم یه سوال

-خودم میرم دنبالش

ساو:مواظب باش

منم رفتم بدنبال عشقم وایسا گفتم عشقم!!!!!نه بابا امکان نداره !!!چرا داره!!خلاصه

-این بچه کجاس 

همه جارو گشتم بالاخره پیداش کردم داشتم 

-اوخیییییش

رفتم جلو که یهویی مکس کردم بغض گلوم گرفت چرا ؟؟؟؟؟این امکان نداره؟؟؟؟؟اخه چرا ایجی؟؟!؟! یه...د....د... چرااااااااااااا؟؟؟؟

............ادامه دارد..............

[ چهارشنبه 15 مهر 1394 ] [ 20:46 ] [ armita0mukami ] [ بازدید : 1241 ] [ نظرات (9) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اره کاسپلیش خیلی خوشمله

فوجی هم همین طور
پاسخ:اره فوجی که خوشمله میگم میتونی ادامه رمانتو توی وب رزبلاگت ادامه بدی

رویا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
سلام آرمیتا جونم شما توی رمان جدیدم هستی قسمت اولش رو گذاشتم بیا بخون شما با ایجی هستی عزیزم

roman-ryoma-and-roya.mihanblog.com
پاسخ:خیلی ممنون عشقم الان میام

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
من دیگه اون رمانو ادامه نمیدم
پاسخ:اخه چرا خیلی خوب بود که

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
به نظرم که داشت خیلی مسخره میشد
پاسخ:چه بی سلیقه ای رمانت خییییییلی عالی بود خواهش میکنم ادامش بده

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عزیز من چیزی به اسم وقت ندارم
پاسخ:حق با توئه هممون

فاطمه جون وزهرا جون [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
<img src=\"http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(0).gif\ " width=\"18\" height=\"18\">من شمارو عضو لینکام کردم اگه میشه منو عضو لینکاتون بکنید ممنون
پاسخ:باشه عزیزم

مونوکو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
این کودوم دیوونه ای بوده خودشو ان ریختی کرده اصلاً شبیه ایجی نشده. ایجی خودش خیلی خوشگل تر هست.

سوسونه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
اون کیه خودشو شکل ایجی کرده ؟ اصلاً شبیه ایجی نیست . ایجی خیلی ازاین خوشگل تره

ساسونه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
خوشگله

آخرین مطالب
....................... (شنبه 06 تیر 1405)
قهرمانان تنیس واقعی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 6 (شنبه 06 تیر 1405)
برای ریواس (شنبه 06 تیر 1405)
قدرت هاتون (شنبه 06 تیر 1405)
رمان یادم باشی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 5 (شنبه 06 تیر 1405)
این چه وضعشه!!! (شنبه 06 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران