سرنوشت تلخ 4

من زندم خندهامروز با قسمت جدید رمان اومدم

بازم هیچ حرفی ندارم برو ادامه

ولی یه چیزی

شما اصلا هیچ نظری نمیدید هییییییییییییییییچ

من اینهمه زحمت میکشم مطلب میزارم بعد شما حتی یه نظر هم نمیدید

واسه این قسمت چون خیلی طولانیه

50 نظر میخوام


(ارمی)

اهههههههه عجب جایی ها خیلی باحال بید همه چی از زمرد و الماس و نمیدونم چی درست شده

هوای خوبی بود خوبه که ام پی تری پلیر همراهم ام پی تری رو گذاشتم تو گوشم و اهنگ رو گذاشتم و شروع کردم اواز خوندن:

_زندگیمو پای هرکی دادم اخر رفتشو

یه نامه روی میز گذاشت که اینجا اخر خطه

حالا اون یاروکیه؟؟؟؟

یادگاری هم نزاشت سازگاری هم نداشت

الان کنار تختش یکی دیگه هستش

@______@؟؟؟؟؟!!!!!!!!

ام پی تری پلیر گوشم در اوردم که صدای ناله ی یکی به گوشم رسید دنبال اون صدا رفتم برگ های درخت رو کنار زدم یک پسری روی زمین افتاده بود و دو پسر دیگه که صورت خیلی کریهی دارن با پا اونو میزدن منم نتونستم وایستم و کاری نکنم یه سنگ برداشتم و انداختم رو اون پسر کریهه که سنگ خورد تو سرش وقتی این دو پسرهای کریه منو دیدن پا به فرار گزاشتن

پیش پسره رفتم و اونو کمک کردم تا پاشه پسره کوچکتر از من بود

-حالت خوبه

پسره:اره مرسی که کمکم کردی

-خواهش اونا از تو چی میخواستن؟؟؟؟

پسره:اونا شیاطین هستن همیشه ادم هارو اذیت میکنن البته اذیت کردن ادم ها تغذیه شونه

-ایشششش اسمت چیه؟؟

پسره:اسمم جک هست

-خوشبختم من هم ارمی هستم

جک:من تو خونه خیلی تنهام میشه امروز بیای خونمون

_امم .......امروز.........ولی...........باشه

جک:ههه ممنونم

با جک به خونش رفتم خونشون خیلی قشنگ بود با اینکه کوچیک بود ولی زیبا بود روی مبل نشستم

-راستی جک تو پدر مادر خواهر........

جک سرشو پایین گرفت:من خونوادم پادشاه تاریک اونارو کشت فقط یه برادر دارم

-پس برادرت کو؟؟؟

جک:پادشاه تاریکی بخواطر اینکه برادرم قدرت دارد اون رو هروز شکنجه میکنه

-ببخشید

جک:نه مشکلی نیس چه میخوری

-لطف دارید بیاید بشینید

جک:تعارف نکن بگو چی میخوری با مینوشی

-امممم بی زحمت یه چای میخوام

جک:چای سیلان؟چای گیاهی؟چای بوش؟چای بوش و عسل؟چای سرد یا چای سبز؟؟؟؟

-فک میکنم چای سیلان بهتره

جک:چطور میل دارید با شیر یا بدون شیر؟؟؟؟

-با شیر لطفا

جک:پودر شیر یا شیر غلیظ؟؟

-شیر غلیظ لطفا

جک:شیر بز.شیر شتر یا شیر گاو

-فک کنم چای بدون شیر بخورم بهتره

@_______@این تموم نمیکنه

جک:با شیرین کننده میل دارید یا عسل و شکر؟؟؟

-با شکر میخورم ممنون

ااااااااااا این دیگه کیه؟؟؟؟؟؟

جک:شکر چغندر قند یا شکر نیشکر

-اصلا چای رو فراموش کنید اب معدنی برام بیارید

جک:طعم دار یا بدون طعم

-ای بمیری الهییییییییییییییییی!!!!ترجیح میدم از تشنگی بمیرم فقط به شرط این که تو خفه شیفریاد

وای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای من

جک میخواست چیزی بگه...که من از خونه زدم بیرون اخیییییییییییییییش چقدر صداش رو مخ بود

(رویا)

اصن معلومه تو کدوم گوریه اه

اینویی:بچه ها رد پا پیدا کردم که از سمت چپ رفته

تزوکا:پس راه بیوفتیم

شین:بچه ها اگه اشتباه نکنم این سمت جنگله

-بریم بابا

هممون از این سمتی که اینویی خان گفت رفتیم چی؟؟مارو کجا اورد ا هوا مه الود بود و صدا های عجیبی به گوش میرسید

ایجی:اینویی مطمئنی که از اینجا اومده

اینویی:10%

همه:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینوییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

یهویی زمین تکون خورد

اینهیه:ب.....بچه ها

مرلیا:چ.......چی

 

 

[ جمعه 06 آذر 1394 ] [ 15:46 ] [ armita0mukami ] [ بازدید : 1202 ] [ نظرات (18) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
مامانی انلاین نمیشی؟
پاسخ:ببخشید الان اره انم

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
بله
پاسمنم همینطورخ::-)

سایو فوجی [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
صفر
پاسخ:واقعا شوق دیدار منو داری ؟؟؟؟

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
چهار
پاسخ:چی؟؟؟؟مرسی عزیز دل مامان

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
ااااااا ای تو روح هرچی درس و امتحانه والا من فردا امتحان علوم دارم نمیدونم چه نوع خاکی بریزم به سرم متنفرم از علووووووم یخصوص ازمایشاتش اه اه حالا مامانی به نظرت خاک رس بریزم بهتره یا خاکستر
پاسخ:هیچکدوم اینا نازکن سیمان بهتره @_@

تیارانا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
2.4.8.0
پاسخ:وااااااااااااااااااااای ممنونم ملکه تیارانا

تیارانا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
گفتی میخوای نویسنده‌ت کنم آخه ساترینانتها رو دونفر اداره میکنه باید اجازه‌ی نفر دومم بگیری
پاسخ:باشه عزیزم اگه اون راضی شد خبرم کن ♥

تیارانا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
وای آرمیتا لوکس بلاگ قاطی کرده چرا اون عکسو بزرگ میاره
پاسخ:کدوم؟؟؟؟؟؟؟

كامليا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
0 و 4
پاسخ:مرررررررررررررررررررر30

آیکا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
2،4،9،0
پاسخ:مرررررررررررررررررررر30 عشقولم

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
واییی پدرم در اومد تا چهار تا کسر مخلوط بنویسم و براش شکل بچسبونم فکف کن من الان سه بار چهار تا کسرو ندشتم دو بارش غلط نوشتم فردا پدر بغل دستیمو در میارم اگه خودشم اشتباه نوشته باشه
پاسخ:چی؟؟؟؟والا من کسر های مخلوط رو زود حل میکنم کاری نداره که عدد را تقسیم میکنم بهد باقی مانده میشه صورت کسر و مقسوم الیه میشه عدد صحیح کسر

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
میدونم منم سریع حل میکنم ولی باید نیم ساعت میومدم از مقوا شکل میبریدم میچسبوندم و حالا دوبار از مقوا بریدم اشتباه بود راستی امتحان علوم بیست شدم ولی این ظریف باید بیاد مذاکرات هسته ای رو از من یاد بگیره هر دفعه که امتحان 20 میشم به بابام میگم چون امتحانم رو بیست شدم یه ساعت اضافه میتونم با تبلت کار کنم خخخ
پاسخ:خخخخخخخخ دخترم به مامانش رفته هروقت بیست بگیره دو ساعت اضافه به کامپیوتر میکند

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
خخخخ عاقا امروز یه سوژه ای تو کلاس داشتیم این بغل دستیم من تو کلاه پالتوش سنگ ریزه ریخته بودم بعد افتاده بود دنبال همکلاسیم بعد یه دفعه پرید بالا تمام سنگ ریزه ها ریخت تو کلاس بدبخت از ترس سکته رو زد اومد به من گفت:ای درد بگیری فاطمه منو به سکته دادی گفتم یا حضرت فیل پرنده های ابابیل اومدن تا اینو گفت خدا شاهده من پخش کلای شدم از خنده
پاسخ:ای تو روحت فاطی چیکار کردی خخخخخخخ

فاطمه اایچیزن [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
جیییییییییغ ارمی بالاخره وب زدم
پاسخ:اومدممممممممممممممممممممممممممممم

اینهیه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
من چهار وشیش میزارم خخخخخ
پاسخ:مرسی ولی تو دلت چیه که میخوای بهم بگی؟؟؟

ترسا [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
4،0
پاسخ:مرسی بووووکوووووووو

اینهیه [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
عزیزم امروزتولدمه همی
پاسخ:واقعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

مونوکو [Comment_Time] - دوشنبه 08 دی 1404
پنج میزارم

آخرین مطالب
....................... (شنبه 06 تیر 1405)
قهرمانان تنیس واقعی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 6 (شنبه 06 تیر 1405)
برای ریواس (شنبه 06 تیر 1405)
قدرت هاتون (شنبه 06 تیر 1405)
رمان یادم باشی (شنبه 06 تیر 1405)
سرنوشت تلخ 5 (شنبه 06 تیر 1405)
این چه وضعشه!!! (شنبه 06 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران